اولین اردوی آرادی
و اما دیروز 18/04/96 پسرم اولین بار اردوی خارج از محیط دانشگاه رو تجربه کرد. چهارشنبه وقتی رفتم تحویلش بگیرم دیدم روی در مهد اطلاعیه زدن که یکشنبه میریم تئاتر و شرایط ثبت نام و اینجور چیزا. زیاد بهش توجه نکردم چون نمیخواستم آراد رو بفرستم . شنبه وقتی اومدم اداره مریم گفت من رهام رو میفرستم و خاله زیبا جون هم گفت همه ی بچه های کلاس میرن و خلاصه که من زنگ زدم به همسر جان و بهش جریان رو توضیح دادم و ایشون هم موافقت کردن. یکشنبه صبح ساعت 8:30 از مهد راهی کانون پرورش فکری شدن برای دیدن تئاتر فیل و پرنده بماند که چقدر تو دلم هول و ولا بود و از شدت استرس معده درد گرفته بودم. به خاله زیبا کلی سپردم که حواسش باشه پسرم شیطونه و یه دفعه میره پی بازی...







